معنی استفراخ
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) برای جوجه آوردن جا گرفتن کبوتر و مرغ و جز آن. جهت چوزه جا گرفتن کبوتر و جز آن. (منتهی الارب). || فراگرفتن کبوتر از بهر بچه. (تاج المصادر بیهقی). مرغ داشتن برای بچه کردن. جهت چوزه بیرون آوردن، داشتن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استفراخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اخ» برای سرودن شعر