معنی استغاثة
7 بازدید
[ اِ تِ ثَ ] (ع مص) استغاثت. فریاد خواستن. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی). فریادرسی خواستن. (غیاث). فریادخواهی. استصراخ. استعواء. فریاد جستن:{/B وَ دَخَلَ اَلْمَدِینَةَ۱-۳۲۸:۱۵/} [موسی ] {/Bعَلی ََ حِینِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِهََا فَوَجَدَ فِیهََا رَجُلَیْنِ یَقْتَتِلاََنِ هََذََا مِنْ شِیعَتِهِ وَ هََذََا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغََاثَهُ اَلَّذِی مِنْ شِیعَتِهِ عَلَی اَلَّذِی مِنْ عَدُوِّهِ فَوَکَزَهُ مُوسی ََ .۴-۲۹۲۸:۱۵/} (قرآن ۲۸/۱۵). فریادنامه ها به اطراف نوشت و استعانت و استغاثت کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی نسخهٔ خطی کتابخانهٔ مؤلف ص ۲۶). بعد از آن عثرت به ری، مکاتبات پیاپی می نوشت و به استمداد و استعانت استغاثت میکرد و مکتوبات او را بمطال و وعدهٔ محال جواب می نبشتند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ۲۷۰). || دادخواهی. (غیاث). || زاری. تضرع. - استغاثه کردن؛ استمداد کردن.
کلمات همقافیه با «استغاثة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثة» برای سرودن شعر