معنی استعلاب
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) برگردیدن بوی گوشت سپس سخت گردیدن. || سخت و ناخوش یافتن چیزی را. || ناخوش داشتن ستور خوردن تره را و گران و درشت شمردن آنرا. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استعلاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر