معنی استذکار
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) اذّکار. تذکر. تَذکیر. ذِکری. یاد گرفتن خواستن. (زوزنی). || یاد گرفتن. || درس گفتن. || نگاه داشتن. (منتهی الارب). || استذکار کسی یا چیزی؛ یاد گرفتن. || اِرتمام.
کلمات همقافیه با «استذکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر