معنی استذراء
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) گشن خواه شدن. نر جستن بز ماده: استذرت المعزی. || بسایهٔ درخت شدن. (منتهی الارب). سایه گرفتن. (تاج المصادر بیهقی). بسایهٔ درخت رفتن. || پناه گرفتن بچیزی. (منتهی الارب). پناه گرفتن بکسی. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «استذراء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر