معنی استذاقه
4 بازدید
[ اِ تِ قَ ] (ع مص) چشیدن. || چشیدن خواستن: استذاق فلاناً؛ خبره فلم یحمد مخبرته. (تاج العروس). و رجوع به مستذاق شود.
کلمات همقافیه با «استذاقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر