معنی استداد
7 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) استوار شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). استوار گردیدن. (منتهی الارب). || راست شدن. (منتهی الارب). استقامة. (قطر المحیط). || بند شدن: اِستدّت عیون الخرز؛ بند شد سوراخ های دوخت. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استداد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر