معنی استخوانکاری
4 بازدید
[ اُ تُ خوا / خا ] (حامص مرکب) خاتم بندی : استخوان های من ای آه بگردون بردی استخوان کاری صندوق فلک چند کنی. کاتبی.
کلمات همقافیه با «استخوانکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر