معنی استحار
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) استحار دیک؛ بانگ کردن خروس سحرگاهان. (از منتهی الارب). بانگ کردن خروز در سَحَر. (زوزنی). || سحرگاه رفتن. (زوزنی). در سحرگاه رفتن.
کلمات همقافیه با «استحار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر