معنی استحاثة
5 بازدید
[ اِ تِ ثَ ] (ع مص) استحاثهٔ ارض؛ زیر و بالا کردن زمین و جستن آنچه در آن است. (منتهی الارب). تیله کنی. اِحاثه. بیرون آوردن. مستحاثات که در ترجمهٔ کلمهٔ فسیل بتازگی معمول است مشتق از همین مصدر است.
کلمات همقافیه با «استحاثة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثة» برای سرودن شعر