معنی استجهال
3 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) نادان شمردن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || سبک داشتن. (تاج المصادر بیهقی). استخفاف کردن. (منتهی الارب). || جنبانیدن باد شاخ را: استجهلت الریح الغصن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استجهال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر