معنی استجه
5 بازدید
[ اَ تِ جَ ] (اِخ) شهری به اسپانیا. (نخبة الدهر دمشقی ص ۲۴۲). ناحیه ای از اندلس متصل بتوابع ریة، بین قبله و مغرب قرطبه، بالای نهر غرناطه. (مراصد الاطلاع). نام شهری به اسپانیا میان قبره و اشونه. (ابن جبیر). شهری از اعمال قرطبه. (نفخ الطیب). رجوع به روضات الجنات ص ۶۵ و نزهة القلوب ص ۳ و ص ۲۶۵ و الحلل السندسیّه ج ۱ ص ۴۰، ۷۴، ۱۳۲، ۱۳۳، ۱۳۴، ۲۰۵، ۲۳۴ شود: فانصرف الامیر من غزاته و قد شفاه اللََّه من عداته و قبلها ماخضعت و اذعنت استجة و طالما قد صنعت و بعدها مدینة الصنجیل مااذعنت للصارم الصقیل. (عقدالفرید چ محمد سعید العریان ج ۵ ص ۲۶۵).
کلمات همقافیه با «استجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر