معنی استبهام
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) بسته شدن. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). استبهام امر؛ بسته و مشتبه شدن کار بر کسی. (از منتهی الارب). || گنگ گردیدن و حرف زدن نتوانستن. (منتهی الارب). بسته شدن سخن. || پنهان گشتن. || سخن پیدا و فصیح گفتن نتوانستن. (منتهی الارب). عاجز شدن در سخن.
کلمات همقافیه با «استبهام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر