معنی استبضاع
4 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) بضاعت ساختن. (منتهی الارب). سرمایه کردن مالی را. || آخریان فادادن. (تاج المصادر بیهقی). || نوعی از نکاح جاهلیت و ذلک ان تطلب المرأة مباشرة الرّجل لتنال منه الولد. (از منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استبضاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر