معنی استبصار
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) طلب بصیرت کردن. (منتهی الارب). بینادل شدن. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). دیدن بچشم خرد و دل و عقل. صاحب بصیرت و بینادلی گشتن. بیقین دانستن و دیدن. (غیاث). بینا شدن. بینائی. (غیاث). || پیدا و آشکار گردیدن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استبصار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر