معنی استبشار
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) مژده دادن. (منتهی الارب). || خبر خوش پرسیدن. (غیاث اللغات). || شاد شدن. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی). شادمان شدن. شادی یافتن. (زمخشری). فرَح. سرور. شادی. اِبشار: و التماسات هر یک را بر آن جمله به اهتزاز و استبشار تلقی کرد. (کلیله و دمنه). و دلهای جراحت رسیده را مراهم مراحم می نهاد و همگنان را امداد استبشار روی مینمود. (رشیدی). || به خبر یقین کردن. (منتهی الارب). قال اللََّه تعالی:{/B یَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اَللََّهِ.۱-۴۳:۱۷۱/} (قرآن ۳/۱۷۱).
کلمات همقافیه با «استبشار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر