معنی استبزال
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) استبزال دَنّ؛ شراب صافی برآوردن از خم. (از منتهی الارب). سوراخ کردن خم و مانند آن برای بیرون کردن مایع محتوی آن. طلب صفای شراب از خنور کردن.
کلمات همقافیه با «استبزال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر