معنی استبار
8 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) میل به جراحت فروبردن تا غور آن معلوم شود. (منتهی الارب). || آزمودن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر