معنی استباء
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) اسیر گرفتن. (تاج المصادر بیهقی). برده گردانیدن. (منتهی الارب). سبی. (زوزنی). || دل بردن. (منتهی الارب). || خریدن می را. خریدن شراب را. خمر خریدن از بهر خوردن. (تاج المصادر بیهقی): استباءالخمر. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «استباء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر