معنی اسبکرار
6 بازدید
[ اِ بِ ] (ع مص) بر پهلو خفته یازیدن. || یازیدن شیر وقت برجستن. || تمام بالا شدن دختر. (منتهی الارب). تمام بالا شدن جوان. (زوزنی). || متکبر شدن. (زوزنی).
کلمات همقافیه با «اسبکرار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر