معنی اسباط

معنی اسباط

6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ سِبط. پسران پسر و پسران دختر. (غیاث). فرزندان فرزند. || امم. || گروه ها از یهود. - اسباط بنی اسرائیل؛ قبایل آن. (منتهی الارب). فرزندان یعقوب پیغمبر علیه السلام. (مهذب الاسماء). امت موسی (ع) زیرا که امت او اولاد دوازده پسر یعقوب (ع) بود. استعمال لفظ اسباط در اولاد یعقوب مثل استعمال لفظ قبایل است در بنی اسماعیل و تسمیهٔ اینان به اسباط و تسمیهٔ آنان به قبائل برای آنست تا فرق باشد میان فرزندان اسماعیل و فرزندان اسحاق (ع). (غیاث اللغات). اسباط یعقوب؛ دوازده پسر او: یوسف. بن یامین. یسّاخر (یسّاکار). یهودا. شمعون. لاوی (لیوی). جادیه (گاد). ازّیر (آشیر). زبولون. نفتالی. روبن. دان. و قبایل دوازده گانه که از نسل این دوازده تنند نیز به اسباط بنی اسرائیل نامیده میشوند:{/B قُولُوا آمَنََّا بِاللََّهِ وَ مََا أُنْزِلَ إِلَیْنََا وَ مََا أُنْزِلَ إِلی ََ إِبْرََاهِیمَ وَ إِسْمََاعِیلَ وَ إِسْحََاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ اَلْأَسْبََاطِ وَ مََا أُوتِیَ مُوسی ََ وَ عِیسی ََ وَ مََا أُوتِیَ اَلنَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لاََ نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ .۱-۴۱۲:۱۳۶/} (قرآن ۲/۱۳۶). و رجوع به عقد الفرید ج ۲ ص ۲۳۸ ، ۲۳۹ و ج ۷ ص ۲۹۸ شود. || جِ سَبط. گیاهان تر و تازهٔ نصی.
[ اِ ] (ع مص) خاموش شدن از بیم و سر فرودافکندن. (منتهی الارب). || بر زمین دوسیدن از ضرب و زخم یا بیماری. دوسیدن به زمین و دراز گشتن از ضرب. (منتهی الارب). || چشم فروخوابانیدن در خواب: اسبط فی نومه. (منتهی الارب). || اسباط از امری؛ غفلت ورزیدن از آن: اسبط عن الامر. (منتهی الارب). || گوالیدن چیزی از درازا و پهنا. || گسترده شدن. || افتادن چنانکه حرکت نتواند. || سَبطناک شدن زمین. (منتهی الارب).
[ اَ ] (اِخ) ابن ابراهیم المعدل المدینی. متوفی بسال ۳۴۰ هـ . ق. وی از احمدبن خشنام و ابراهیم بن سعدان و ابن ابی عاصم روایت دارد. ابونعیم از او به وسایطی حدیثی از رسول (ص) روایت کرده است. (ذکر اخبار اصبهان تألیف ابی نعیم چ لیدن سال ۱۹۳۱ م. ج ۱ صص ۲۲۳ -۲۲۴).
[ اَ ] (اِخ) ابن عبداللََّه. اسماعیل بن عبداللََّه سمویه از او روایت دارد و وی از ابی داود روایت کند. ابونعیم از او به وسایطی خبری نقل کند. (ذکر اخبار اصبهان ج ۱ ص ۲۲۴).
[ اَ ] (اِخ) ابن نصر، مکنی به ابی یوسف. محدث است.
[ اَ ] (اِخ) ابن واصل الشیبانی. جاحظ در البیان و التبیین (چ سندوبی ج ۱ ص ۳۸) بیتی ازو نقل کرده است.
[ اَ ] (اِخ) شیخ یوسف. متوفی بسال ۳۰۰ هـ . ق. (حبیب السیر جزو۳ از ج ۲ ص ۱۰۵).

کلمات هم‌قافیه با «اسباط»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اط» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید