معنی اسباد
8 بازدید
[ اِ ] (ع مص) نو برآمدن گیاه نصی در بنهٔ خشک آن. نو برآمدن گیاه نصی در قدیم آن. (منتهی الارب). || موی ستردن. (منتهی الارب).[ اَ ] (ع اِ) جامه های سیاه. || سرهای گیاه نصی که اول روید. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «اسباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر