معنی ازهار
10 بازدید
[ اِ ] (ع مص) شکوفه بیاوردن نبات. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). ازّهار. شکوفه بیرون آوردن گیاه. (منتهی الارب). شکوفه برآوردن. || روشن کردن چراغ. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (غیاث اللغات). || ازهار نار؛ روشن گردانیدن آتش. (از منتهی الارب).[ اَ ] (ع اِ) جِ زَهر (دهار) و زَهرة. (منتهی الارب). شکوفه ها. ج، ازاهیر.
کلمات همقافیه با «ازهار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر