معنی ازرقاق
8 بازدید
[ اِ رِ ] (ع مص) ازریقاق. کبود شدن چشم. (منتهی الارب). کبودچشم شدن. گربه چشم شدن. (زوزنی). || روشن گردیدن پیکان و سنان. || برگردیدن چشم و ظاهر شدن سپیدی او. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ازرقاق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اق» برای سرودن شعر