معنی ازدستپزا
6 بازدید
[ اَ دَ پَ ] (ص مرکب) فطیر. (السامی فی الاسامی). ازدست فزا. نانی که خمیر آن نرسیده باشد. (برهان). نانی که پیش از برآمدن خمیر پزند. (رشیدی). || نان لواش را گویند که روی ساج پخته باشند.
کلمات همقافیه با «ازدستپزا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زا» برای سرودن شعر