معنی ازایراک
6 بازدید
[ اَ زی ] (حرف ربط مرکب) (مرکب از: ازیرا +که) اَزیراک. رجوع به ازیرا شود: دل ز بدیها بدین بشوی ازایراک پاک شود دل بدین چو جامه بصابون. ناصرخسرو. از همنفسان نیست مرا روزی ازایراک در روزن من هم نرود صورت مهتاب. خاقانی.
کلمات همقافیه با «ازایراک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر