معنی ازایرا

معنی ازایرا

6 بازدید
[ اَ زی ] (حرف ربط) (شاید مرکب از: از +این +را) اَزیرا. برای این. بدین علت. از این سبب. بدین جهت. ایرا. چه. زیرا. زیرا که. از آن روی : ازایرا کارگر نامد خدنگم که بر بازو کمان سام دارم.بوطاهر. بیک پشه از بُن ندارد خرد ازایرا کسی را بکس نشمرد.فردوسی. چو دانا توانا بد و دادگر ازیرا نکرد ایچ پنهان هنر.فردوسی. پذیرفتم آن نامه و گنج تو نخواهم که چندان بود رنج تو ازایرا جهاندار یزدان پاک برآورده بوم ترا بر سماک.فردوسی. ز نادان بنالد دل سنگ و کوه ازایرا ندارد بر کس شکوه.فردوسی. ستانی همی زندگانی ز مردم ازیرا درازت بود زندگانی.منوچهری. دروغ ایچ مسگال ازایرا دروغ سوی عاقلان مر زبان را زناست. ناصرخسرو. بدو گفت کز خانه آواره ام ازیرا یکی مرد بیواره ام.اسدی. زنان در آفرینش ناتمامند ازیرا خویش کام و زشت نامند. (ویس و رامین).

کلمات هم‌قافیه با «ازایرا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «را» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید