معنی ارهاص

معنی ارهاص

6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) آمادهٔ چیزی شدن و ایستادن. || ستیهیدن. (منتهی الارب). || سوده کردن. || سوده گردانیدن سم ستور: ارهصه اللََّه؛ سوده گرداند خدای سم ستور او را. (منتهی الارب). || لنگانیدن ستور. (تاج المصادر بیهقی). || سخت گرفتن بغریم در تقاضا و در نظر داشتن او را: لم یکن ذنبه عن ارهاص؛ ای اصرار و ارصاد و انما کان عارضاً. || ارهاص حایط؛ بناکردن دیوار بگل. || ارهص اللََّه فلاناً؛ کان خیر گردانید او را خدای. (منتهی الارب). || خوارق عاداتی که از نبی پیش از ظهور، ظاهر شود مثل نوری که در پیشانی آباء و اجداد پیغامبر(ص) لایح بود. حادث شدن امری خارق عادت پیش از بعثت نبی (از وی)، تا بر نبوت او دلالت کند. گفته اند ارهاص از قبیل کرامات است زیرا انبیاء پیش از نبوت در درجه از اولیاء کمتر نبوده اند. (تعریفات جرجانی). شرعاً نوعی از خارق عادتست که پیمبران را پیش از برگزیده شدن به پیمبری از جانب حق تعالی عطا میشود و سبب تسمیهٔ آن به ارهاص این است که در لغت ارهاص به معنی بناء خانه است که این خارق عادت اعلام به بناء خانهٔ پیمبری میباشد. کذا فی حواشی شرح العقاید. (کشاف اصطلاحات الفنون). و رجوع به معجزه، کرامت و استدراج شود.

کلمات هم‌قافیه با «ارهاص»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اص» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید