معنی ارهاج
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) برانگیختن گرد. (تاج المصادر بیهقی) (زوزنی) (منتهی الارب). || بسیار شدن بخور خانه. (منتهی الارب): ارهج؛ اذا کثر بخور بیته. (تاج العروس). || ارهاج سماء؛ باریدن گرفتن آسمان. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ارهاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر