معنی ارماث

معنی ارماث

7 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جمع گونه ای از رِمث که نام گیاهی است در بادیه. || (اِخ) (یوم...) نخستین روز از ایام جنگ قادسیه را یوم ارماث گویند و آن در زمان عمربن الخطاب و امارت سعدبن ابی وقاص بود و یاقوت گوید من نمیدانم که آن موضعی است یا همان گیاه مذکور را اراده کرده اند. عمروبن شاس الاسدی گوید: تذکرت اخوان الصفاء تیمموا فوارس سعد و استبد بهم جهلا و دارت رَحی الملحاء فیها علیهم فعادوا خیالا لم یطیقوا لها ثقلا عَشیّةَ أرماث و نحن نذودهم ذیادَ الهوافی عن مشاربها عکلا. و عاصم بن عمرو التمیمی راست: حمینا یوم أرماث حِمانا و بعض القوم اولی بالجمال.(معجم البلدان).
[ اَ ] (ع ص، اِ) جِ رَمَث. || حبل ارماث؛ رسن کهنه. (منتهی الأرب). ریسمان کهنه. || چیزهای از چوب ساخته شده که به آن برنشینند و بدریا روند. (کنزاللغات).
[ اِ ] (ع مص) باقی گذاشتن در پستان ناقه شیر را. بقیهٔ شیر دست بداشتن در پستان. (تاج المصادر بیهقی). || افزون گردانیدن. || نرم گردانیدن. (منتهی الأرب). || زاید از داده گرفتن. زائد گرفتن از آنچه داده باشد. (منتهی الأرب). || ارماث کسی را در مال او؛ باقی گذاشتن او را در مالش: ارمث فلان فی ماله و کذا فی ضرعه؛ ابقی. (تاج العروس).

کلمات هم‌قافیه با «ارماث»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اث» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید