معنی ارعاس
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) لرزانیدن. (تاج المصادر بیهقی). لرزاندن. (منتهی الأرب). ارعاش.
کلمات همقافیه با «ارعاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر