معنی ارطاب
6 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) جِ رُطَب، به معنی خرمای تازه و تر.[ اِ ] (ع مص) بسیارگیاه شدن زمین. (تاج المصادر بیهقی). || ارطاب بسر؛ رسیدن غورهٔ خرما. (منتهی الأرب). پخته شدن خرما. (زوزنی) (تاج المصادر بیهقی). || اِرطاب قوم؛ نزدیک شدن پختگی خرماهاشان. قریب رسیدن شدن خرمابنان آنها. (منتهی الأرب). || ارطاب نخل؛ نزدیک رسیدن شدن بار آن. رطب شدن آنچه بر خرمابن است. (منتهی الأرب). || ارطاب ثوب؛ تر کردن جامه را.
کلمات همقافیه با «ارطاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر