معنی ارسلانخاتون
6 بازدید
[ اَ سَ ] (اِخ) خاتون ترکستان که امیرمحمود را غلامی نادر و کنیزکی دوشیزهٔ نادره بهرسال فرستادی. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۵۳). و این نام در تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۲۵۲ خاتون ارسلان آمده است.[ اَ سَ ] (اِخ) بنت جغری بیگ. عمهٔ سلطان ملکشاه بن الب ارسلان بن جغری بیگ. او در اول در حبالهٔ القائم بامراللََّه خلیفهٔ عباسی بود و به سال ۴۶۹ هـ . ق. امیرعلی علاءالدولةبن ظهیرالدین بن ابی منصور فرامرزبن علاءالدوله کاکویه او را بزنی کرد.
کلمات همقافیه با «ارسلانخاتون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر