معنی اردک
7 بازدید
[ اُ دَ ] (اِ) نوعی از طیور آبی دارای پنجه هائی که توسط غشائی به یکدیگر متصل اند و با نوکی که در جوانب دارای صفائح عرضی است و آن از طیور اهلی است و گوشت آن حلال است. اقسام آن در مازندران و گیلان و اطراف دریاچه های سیستان فراوان است. مرغابی. (غیاث اللغات). نوعی از مرغابی. بط. چالی : آنکه از صولت سرپنجهٔ شاهین و عقاب بال طاوس فلک را شکند چون اردک. شاه طاهر دکنی.[ اَ دَ ] (اِخ) (تلفظ ترکی ارتاکی ) قصبهٔ سنجاق قره سی از ولایت خداوندگار است در یک فرسنگی غربی خرابه های شهر قدیمی کیزیگ. مردم آنجا بعضی مسلمان باشند و پاره ای مذهب مسیحی دارند و آن دارای ۱۱ جامع و مسجد و ۴۴ مکتب و ۱۵۸ کلیسا و مناستر است. رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود. <۵۳۰۶۴۰۰۲۰۱۱۷۹۰۰۱>...
کلمات همقافیه با «اردک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دک» برای سرودن شعر