معنی ارجاء
6 بازدید
[ اِ ] (ع مص) امیدوار کردن. (غیاث اللغات). || واپس بُردن. (زوزنی). کار را در تأخیر انداختن. (منتهی الارب). واپس داشتن. پس افکندن. بازپس بردن. سپس انداختن کاریرا. (منتهی الارب). باپس افکندن. (تاج المصادر بیهقی). واپس افکندن امر را. || ارجاء بئر؛ کرانه ساختن چاه را. (منتهی الارب). || ارجاء صید؛ نرسیدن صیاد شکاری را. (منتهی الارب). بشکاری نرسیدن صیاد. || ارجاء ناقه؛ قریب بزادن رسیدن ناقه. (منتهی الارب). نزدیک رسیدن وقت نتاج ناقه. (آنندراج). نزدیک آمدن بزه اشتر. (تاج المصادر بیهقی). || نزدیک آمدن راه. (غیاث).[ اِ ] (اِخ) (مذهب...) مذهب خوارج مرجئه. رجوع به مرجئه و ضحی الاسلام ج ۳ ص ۱۶۴ و ۳۱۸ و ۳۲۱ و ۳۲۲ و ۳۲۳ و ۳۲۵ و ۳۲۶ و ۳۲۸ و ۳۲۹ و ۳۳۰ شود.[ اَ ] (ع اِ) جِ رجاء، بمعنی کناره و طرف. (غیاث اللغات). نواحی. اطراف. انحاء. گوشه ها: مملکتی فسیح الارجاء. - ارجاء بئر؛ نواحی چاه از درون، از بالا تا زیر. - ارجاء سماء؛ دو طرف آن. کناره های آسمان.[ اَ ] (اِخ) نام جائی به اصفهان. (تاج العروس). و نسبت بدان ارجائی است. || نام دهی به سرخس. (منتهی الارب). || نام موضعیست به وَجرَة. (منتهی الارب).[ ] (اِخ) ابن ابی ضحاک خال مأمون الرشید. (حبط ج ۱).
کلمات همقافیه با «ارجاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر