معنی ارثمام
6 بازدید
[ اِ ثِ ] (ع مص) سپید شدن. (تاج المصادر بیهقی). سپیدلب یا سپیدبینی گردیدن اسب. (منتهی الارب). سپید شدن لب زبرین اسب. (زوزنی). سپید شدن لب بالایین اسب.
کلمات همقافیه با «ارثمام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر