معنی ارثاد
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) آرام گرفتن. (منتهی الارب). || ایستادن. || تیره رنگ شدن. (منتهی الارب). || به نم و تری رسیدن، چنانکه چاهکن. بخاک تر رسیدن در چاه کندن: و احتفر حتی ارثد؛ کند زمین را تا به نم آن رسید.
کلمات همقافیه با «ارثاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر