معنی ارثاث
5 بازدید
[ اِ ] (ع مص) کهنه شدن. کهنه و سوده گردیدن. (منتهی الارب). کهنه شدن جامه. (تاج المصادر بیهقی). || کهنه گردانیدن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ارثاث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اث» برای سرودن شعر