معنی ارتیاع
4 بازدید
[ اِ ] (ع مص) ترسیدن. (تاج المصادر بیهقی) (منتهی الارب). بترسیدن. (زوزنی). خوف. هراس. ترس: و استکان و استرجع بعد ان ارتاع و تفجع. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۰۰). و سباشی تکین، از ارتیاع اتباع ارسلان مکنت مقام و فرصت استجمام نیافت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۲۹۴). در دل اهل اسلام از آن ندای هائل و بنای مائل روعی عظیم حادث شد و امداد التیاع و ارتیاع در ضمایر متمکن گشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۹۳).
کلمات همقافیه با «ارتیاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر