معنی ارتکان
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) آرمیدن. || پشت دادن.[ اَ تَ ] (اِ) بلغت فارسی سنگ ریزه های سبکی است زردرنگ و کوچک. محرق او لطیف و طلاء او با آب گشنیز و مانند او جهت اورام حاره و با محللات جهت بردن گوشت زیاده و با قیروطی جهت رویانیدن گوشت و با مدرّات جهت ریزانیدن حصاة نافع است و اجتناب از خوردن او اولی است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). اُخرا. ارتکین. و رجوع بترجمهٔ ابن بیطار (لکلرک) ج ۱ ص ۴۹ شود.
کلمات همقافیه با «ارتکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر