معنی ارتکاف
6 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) افتادن برف و پا گرفتن آن. افتادن برف و جای گرفتن آن بر زمین. (منتهی الارب). مؤلف تاج العروس گوید: اِرتکف الثلج؛ اهمله الجوهری و قال شمر أی وقع فثبت فی الارض، زاد فی اللسان کقولک فی الفارسیة: بنشست.
کلمات همقافیه با «ارتکاف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اف» برای سرودن شعر