معنی ارتداء
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) چادر بر خویشتن افکندن. ردا برافکندن. (زوزنی). ردا برافکندن خویشتن را. (تاج المصادر بیهقی). رداء بر دوش افکندن. چادر برافکندن زن. || حمیل انداختن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ارتداء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر