معنی ارتخم
5 بازدید
[ اَ تُ ] (اِخ) داماد داریوش، رئیس فریگیان ارامنه. (ایران باستان ص ۷۳۵).
کلمات همقافیه با «ارتخم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خم» برای سرودن شعر