معنی ارتجاس
5 بازدید
[ اِ تِ ] (ع مص) لرزیدن با آوازی، چنانکه خانه گاه زلزله. تحرک. اضطراب: ارتجاس بناء. و منه الحدیث: فارتجس ایوان کسری؛ ای تحرک حرکة سمع لها صوت. (تاج المصادر). || بانگ کردن. (زوزنی). غریدن. غریدن آسمان. بانگ کردن ابر. || بانگ کردن اشتر. || آوازهای درهم و سخت چون آواز لشکری و سیلی.
کلمات همقافیه با «ارتجاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر