معنی اذینه
8 بازدید
[ اُ ذَ نَ ] (ع اِ مصغر) مصغر اُذُن. گوش خرد. گوشک.[ اُ ذَ نَ ] (اِخ) وادیی است از وادیهای جهت قبلیة. (معجم البلدان).[ اُ ذَ نَ ] (اِخ) ابن سمیدع. نام یکی از ملوک عمالقه شوهر زنوبیا (یا زینب) و او در اواسط مائهٔ سوم حکمران تدمر بود. و با مدد رومیان دو بار بر سپاهیان شاپور ذوالأکتاف غالب آمد و سپس به تحریک زن خویش زنوبیا به رومیان اعلان جنگ کرد و هم باز به تفتین زنوبیا بدست پسر یا خال او بقتل رسید. (از قاموس الأعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «اذینه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر