معنی اذین
8 بازدید
[ اَ ] (ع اِ) گوش. || (مص، اِ مص) دانست. (منتهی الارب). || دستوری. اجازت و دستوری دادن. || آگاهی. || (اِ) اذان. بانگ نماز. (مهذب الاسماء). || (ص) مؤذن. اذان گوینده. || ضامِن و قبول کنندهٔ کاری بر خود. || جائی که بانگ نماز از هرجهت در آنجا شنوده شود.[ اَ ] (اِخ) نامی از نامهای مردان عرب از جمله نام جدّ پدر محمدبن احمدبن جعفر.
کلمات همقافیه با «اذین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر