معنی اذرعی
6 بازدید
[ اَ رَ عی ی ] (ص نسبی) منسوب بشهر اَذرِعات. - خمرٌ اذرعیّ؛ شرابی که به اذرعات کردندی.[ اَ رِ عی ی ] (اِخ) رجوع به احمدبن حمدان بن احمد شود. وی غنیةالفتاوی محمودبن احمد قونوی را در پنج جلد شرح کرده است.[ اِ رِ ] (اِخ) یکی از دو عاصمهٔ باشان و آن شهری حصین و دارای سورهای شامخ بود و تا مائهٔ هفتم میلادی طرف توجه بوده است. این شهر مدتی دراز در دست اسرائیلیان نماند و ظاهراً ایشان بمناسبت کثرت دزدان آن نواحی، آنجا را ترک گفتند و از آثاری که تاکنون باقی است اهمیت آن بهنگام استیلاء رومیان آشکار میگردد و در سنهٔ ۱۲۷۱ هـ . ق. اهل آن در حدود ۵۰ خانوار بود و اکثر مسلمانان بودند. (ضمیمهٔ معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «اذرعی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عی» برای سرودن شعر