معنی ادهمام
7 بازدید
[ اِ هِ ] (ع مص) سیاه شدن. ادهم و خاکسترگون گردیدن. (منتهی الارب). || سیاه شدن اسب. (زوزنی). خاکسترگون شدن اسب. || بور شدن اسب. || سیاه گردیدن شب. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ادهمام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر