معنی ادهبالی
5 بازدید
[ ] (اِخ) یکی از پیشوایان و رؤسای علما و مشایخ عثمانی. مولد او قره مان. او پس از فراگرفتن مقدمات علوم بشام رحلت کرد و از علمای آن ناحیت فقه و حدیث و تفسیر و دیگر دانشها آموخت و بموطن خویش بازگشت و بسلطان عثمان خان پیوست و مرجع کل مسائل دینیه و شرعیه شد و چون بطریقهٔ تصوف نیز تمایل داشت زاویه ای تأسیس کرد و در آنجا از فقراء و عابرین محتاج پذیرائی میکرد و سلطان عثمان چند بار بزاویهٔ او مسافرت کرد و حتی یکشب در زاویهٔ او بخفت و خوابی دید و صبح بحضرت شیخ قصه کرد و شیخ گفت تعبیر این خواب آنست که سلطان دختر مرا تزویج کند و از این تزویج سلالهٔ طاهره ای بوجود آید و سلطان دختر اده بالی را که مسماة بمالی خاتون بود تزویج کرد و از او سلطان اورخان غازی بزاد و سلطان عثمان خان در همهٔ امور شرعیه و سیاسیه با اده بالی شور کردی و اده بالی در ۷۲۶ هـ . ق. به صدوبیست وپنج سالگی وفات کرد. و یکماه پس از او دختر وی و چهار ماه بعد سلطان عثمان خان درگذشتند و تربت اده بالی متصل بزاویهٔ اوست. (قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «ادهبالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر