معنی ادلب
5 بازدید
[ اِ ؟ ] (اِخ) کرسی قضائی است بهمین اسم در لواء حلب. قضاء ادلب مشتمل بر نواحی اریحا و سرمین و معرة مصرین و ۱۰۴ قریه است که دارای خانه های بسیارند. و قصبهٔ ادلب در مغرب حلب و بمسافت ۱۲ ساعته راه از آنست و هوائی نیک دارد و در بن کوهی واقع شده است بنام جبل الروایة و جبل الاربعین و آن کوه مرتفعی است مشهور بجودت هواء و پاکی آب. اهم تجارت آن که با حلب و حمص و حماه دارد صابون و زیتون و حصیر است و عدد نفوس آن ۱۴۰۰۰ تن و زمین آن بسیارگیاه و پردرخت است مخصوصاً بدانجا درخت زیتون بسیار بعمل آید و زراعت آن گندم و دوسر و ذرت و عدس و جُلبان و پنبه و میوه های آن خربزه و قثاء بری و خیار و خیارتره و بادام و انگور و انجیر و پسته و وشنه و غیر آنست و در این قضاء بعض آثار قدیمه و مدفن های شریفه است و عدد سکنهٔ آن در حدود ۵۰۰۰۰ است که تقریباً ۱۰۰۰ تن آن مسیحی و یهود و باقی مسلمانان باشند. (ضمیمهٔ معجم البلدان). و رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود.
کلمات همقافیه با «ادلب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر